الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

135

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

48 - از نامه‌هاى امام عليه السلام به معاويه ( 487 . ) ظلم و ستم و كارهاى خلاف حق ، انسان را در دين و دنيايش به هلاكت مىاندازد . و نقائص و عيوب او را نزد عيب جويان آشكار مىسازد من مىدانم كه آنچه از دست رفته بدست نتوانى آورد . گروهى در مطالبه امرى بناحق بر - خاسته‌اند و در اين راه سوگند ياد كرده‌اند ، خداوند هم اين سوگندشان را تكذيب كرده است . ( اى معاويه ) از روزى بر حذر باش كه افرادى كه كارهاى پسنديده انجام داده‌اند خوشحالند ، و تأسف مىخورند چرا كم عمل كرده‌اند ، و كسانى كه شيطان را زمامدار خود قرار داده‌اند سخت پشيمان مىگردند . تو ما را به حكم قرآن دعوت كردى در حالى كه خود اهل قرآن نيستى ، و ما هم پاسخ مثبت به تو نداديم . بلكه به قرآن پاسخ داديم و حكمش را پذيرفتيم ، و به آن تن درداديم . و السلام 49 - از نامه‌هاى امام عليه السلام به « معاويه » ( 488 . ) اما بعد ! دنيا انسان را به خود مشغول و از غير خود بيگانه مىسازد . دنيا - پرستان به چيزى از دنيا نمىرسند مگر اين كه درى از حرص برويشان گشوده مىشود . و آتش عشق آنان تندتر مىگردد . كسى كه به دنيا برسد هرگز به آن چه دارد قانع نيست . و بدنبال آن فراق و جدائى و پنبه كردن بافته‌ها است ! و اگر از آنچه گذشته است عبرت گيرى آنچه را باقى است حفظ خواهى كرد . و السلام